خرید بک لینک
❤️آرمانم شش ماهه شد❤️ته تغاری خونه شش ماهه شده الان دیگه خیلی متعادل میشینه نق میزنه هنوز، مارو میشناسه مفصلابابابابا میگهپووور میکنه غذا خور شده ،شیرخوردنش کمتر شدهبرا دندوناش بیتابه،همه چیو گاز میزنهغلط میزنه ولی فقط یکی، سینه نمیرره( خیلی سعی میکنه)خداروشکر شبا خابش خوبه(اگه مریض نباشه)تا ۱۰ الی ۱۱ صبح میخوابه،گاهی ساعت ۷تا ۸ موقع رفتن داداشا بیدار میشه و بعد زود میخابهروروعک میشینه و هدفمند تر راه میره خودشو میرسونه ب هرچیزی بخادقد۶۴وزن ۷کیلواز اونجایی که واکسناتو نمیزنیم بهداشتم مراجعه نمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 20:00

من مادر هستم ،۱۴ساله که روز مادرو به جور دیگه درک میکنم

من مادر هستم،۸ ساله روز مادرو عمیقتر درک میکنم

روز مادر❤️

من مادر هستم،امسال از روز مادر هیچی نفهمیدم

چون سرم شلوغه، چون دستم بنده ب زندگی و خونه و بچه

من مادرم و وقت سر خاراندن ندارم

روز مادر همینش قشنگه که انقد پر مشغله باشی که نفهمی کی روز مادره

من مادر هستم.... روزمو مبارک کردید .... پسرانم

گاه نوشت: تولد ۸سالگی مهراد

۲۰۰ روزگی آرمان

برچسب: نویسنده: شیوا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 20:00

ارمان کوچولو هفت ماهه شدحالا دیگه با روروئک میره هرچیزی دم دستش باشه برمیداره، میریزه میپاشه شیسه میخوره بیشتر از قبلوقتی نشسته دستشو میگیره به هرجا برسه و سعی میکنه بلند بشهدستشو ب میز یا تخت میگیره یکم راه میره( خیلی نامتعادل)از حالت نشسته خودشو میندازه و سینه خیز میکنهسعی میکنه سینه بره ولی نمیتونه هنوزفقط دور خودش میچرخهغذا خور حرفه ای شده و دیگه غذای سفره میخادبردراشو خیلی دوست داره حدود ۸کیلو و ۶۵ قدبعد نوشت: واسه اولین بار در ۷ماه و ۶روزگی سینه رفتبعد نوشت دو: ۲۹دی تولد مرصاد (۲۴ دی رفت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 20:00

آرمان کوچولو هشت ماهه شد...حدود ده روز پیش شیراز بودیم و بعد بوشهر و تو چقد همسفر خوبی بودی☺️ هرچند بعد ک برگشتیم مریض شدی و سه روز تب کردی ..حدود یک ماهه ک سینه خیز میره و الان حرفه ای تر شدهحتی گاها چهاردست و پا میشه و فک کنم ب زودی چهادست و پا برهدست میگیره به وسایل و بلند میشه ب سختیغذای سفره میخوره عاشق سیب،فالوده سیب،آب سیب هستاز سروکولمون بالا میرهروروعک خیلی دوست نداره،ترجیح میده سینه خیز بره و خودشو برسونه هرجا میخادبدون برادراش غر میزنه و بازی باشونو خیلی دوست دارهاز حالت نشسته ،سینه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 20:00

آرمان کوچولو امروز ۹ ماهه شد پسر قشنک بامزه و‌شیرینم دقیقا ۱۰روز بعد از هشت ماهگی چهاردست و پارفت دست میگیره ب درو دیوار و مبل و میز و همهههه چی،و بلند میشه و راه میره واسه چندثانیه وایمیسه بابای میکنه دست میده و سلام میکنه دست دستی میکنه عاشق داداشای مهربونشه این چندوقت ویروس گرفت و خیلی اذیت شد و اذیت شدیم،شبا نمیخابید گریههههه،شیر نمیخورد وکلی بچم لاغر شد الان بهتره اکثرا شیشه میخوره،فقط شبا شیر خودمو دندونم نداره هنوز ۸کیلو=۹ماهگی ماه رمضون ابتدا شده

برچسب: نویسنده: شیوا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 20:00

ده ماهگی آرمانم با یکم تاخیر.....! اونم واسه اینه ک مریض شد،خیلی مریض،اسهال استفراغ بی اشتها ضعف ،کم آبی بدنو.... بمیرم بچم آب شد همچنان تیز و پرسرعت چهاردست و پا میره دست به همه چیز میگیره و از جا پا میشه و راه میره از پله بالا میره دست به واکر راه میره در کابینتارو باز میکنه و همه چیو میریزه بهم دنبال همه میخاد بره دَ دَ ،بای بای میکنه دادا، دَدَ، آبا،بابا، بَ بَ، اووخ و... صداهایی ک میگه تا اتمام ده ماهگی آرمان چند بار مریض شد ۸ کیلو نیم قد ۷۰ حدودا☝️

برچسب: نویسنده: شیوا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 20:00

آرمان ۱۱ماهه شد در سن ۱۱ماهگی می ایستی و چند قدم راه میری حرف زدن مارو تقلید میکنی تعادل و تمرکزت خیلی بهتر شده وسایل کابینتها رو میریزی بیرون با داداش مهراد بازی میکنی و مدت ها ساکت تو اتاق پیشش میمونی دیگه تقریبا تمام مدت دست به دیوار،مبل و میز درحال راه رفتنی هنوز دندون نداری ۸کیلو ۶۰۰گرم قد ۷۰ این سرماخوردگی ها و ویروسای نوین اجازه نمیده وزن بگیری بعد نوشت:مرصاد و مهراد تعطیل شدند مرصاد مطالعه آزاد هست

برچسب: نویسنده: شیوا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 20:00

آرمان عزیزم ۱ساله شد❤️❤️❤️ یک سال پیش با وزن ۲کیلوونیم و قد۴۵ اومدی تو بغلم و شدی پنجمین عضو خانواده❤️ الان دیگه راه میری خودت از رو زمین بلند میشی و تازها یاد گرفتی سینه بزنی( محرم،مسجد،هییت) با محیا سادات خیلی جوری و خیلی دوسش داری همبازی حسین (خاله فروزان)هستی و داداش مرصادو داداش مهرادو خیلی دوست داری وزن:۹کیلو قد: ۷۳ پ،ن: دقیقا وقتی یکسال و شش روزت بود و ما همه کارامونو کرده بودیم ک مهمونی غدیرو بدیم ...

برچسب: نویسنده: شیوا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 20:00

آرمان عزیز دقیقا در یک سال و ۴ماه و ۴روزگی اولین دندونش جوونه زد و الان ک تقریبا یک هفته میگذره ۴ تا دندون دراوردهو کلی اذیت شده و لاغر مراحل دراوردن دندوناش عجیبه اولی دندون پیش پایین چپ دومی اسیاب (دندون شماره۴)راست سومی اسیاب(دندون شماره۴) چپ چهارمی پیش بالا راست اصن عجیییببب #مامانجون زانوهاشو عمل کرده #جشن دندونی فعلا کنسله

برچسب: نویسنده: شیوا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 20:00

۶ نفره شدیم.... شُکر بلاخره منم دختر دار شدم هیچوقت فکر نمیکردم آدم واسه بچه چهارمم انقد ذوق داشته باشه و خدا در تاریخ ۱۵ تیر ۴۰۵ ، به من، ایران سادات رو هدیه کرد.... پ ن: تو تاریخ ۹ اسفند اسرائیل و امریکا ب کشورم حمله کردند،رهبر و خانوادشو تو خونشون شهید کردن و این جنگ تا همین الان ادامه داره ایران خیلی درد کشید خیلی مقاومت کرد و پرچمش لحظه ای روی زمین نموند خدایا کشورمو بغل کن

برچسب: نویسنده: شیوا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 20:00

ساعت ۱۲ظهر ۲۳مین روز آذر ۹۵ مهراد بدنیا اومدو امروزدقیقا امروز و این ساعت پسرم ۴ساله شد....ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 8 مرداد 1403 ساعت: 11:51

ساعت ۱۲ظهر ۲۳مین روز آذر ۹۵ مهراد بدنیا اومدو امروزدقیقا امروز و این ساعت پسرم ۴ساله شد....ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 2:08

خیلی وقته چیزی ننوشتم براتون پسران منادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 2:08

ساعت ۱۲ظهر ۲۳مین روز آذر ۹۵ مهراد بدنیا اومدو امروزدقیقا امروز و این ساعت پسرم ۴ساله شد....ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 18:55

ساعت ۱۲ظهر ۲۳مین روز آذر ۹۵ مهراد بدنیا اومدو امروزدقیقا امروز و این ساعت پسرم ۴ساله شد....ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 16:29

صفحه بندی